امروز: جمعه، 15 آذر 1398   مصادف با: Friday, 6 December 2019  

سپردن کار


زنگ دوم بود در کلاس دوم راهنمایی درس داشتم نزدیک کلاس شدم سرو صدای زیادی از کلاس می آمد در زدم به کلاس رفتم اسامی چند نفر به عنوان دانش آموز بد روی تخته سیاه نوشته شده بود نماینده کلاس شروع به توضیح در مورد اسامی به اصطلاح شلوغ کرد وهریک از آنان نیز به دفاع از خود پرداختند یکی از آنان با صدای بلند حرف می زد کلاس را به آرامش دعوت کردم سکوت بر کلاس حاکم شد نفر به نفر به دفاعیات آنان از خود گوش میدادم همان چیزهای ابتدایی و ناچیز به قول خودمان ، اما برای دانش آموزان باور کنید چنین نیست ، آنان از نگاه و از دنیای خود به موضوع نگاه می کنند اما من و تو شاید ارزشی برای مسئله او قائل نشویم ،عمدا همان دانش آموز را جهت آوردن گچ به اتاق دفتر فرستادم ، در کلاس گچ موجود بود ،برای یک لحظه احساس کرد کاری رابه او سپرده ام باید در کمال احترام انجام دهد. بعد از پایان کلاس مرا صدا زد و به من گفت آقای خندانی من که در سر کلاس شلوغ کرده بودم هیچوقت انتظار نداشتم اینگونه با من برخورد کنید و به من کاری بسپرید به شما قول میدهم این لحظه را هرگز فراموش نخواهم کرد چون شما به من عزت واحترام بخشیدی و مرا در نزد دانش آموزان تنبیه نکردی اگر چه حتی لفظی هم باشد الان ( محمد ) همان دانش آموز شلوغ نماینده محترم کلاس است همین ذرات کوچک تربیتی است که انسانهای وارسته را تحویل جامعه می دهد ( به خدا دانش آموزان هم احترام می خواهند،مسئولیت می خواهند، حرفهای خوب می خواهند) شیرینی این لحظه ها راهرگز فراموش نخواهم کرد.


بازدید کننده گرامی ، بنظر می رسد شما عضو سایت نیستید
پیشنهاد می کنیم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید .

نظرات این مطلب :

نام شما
ایمیل شما


پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler
کد را وارد کنید

معرفی طرح های مشارکت

اتصال به درگاه

جشنواره ها